|
مركز گذري سلامت بشرویه زندگی مجالی برای شکفتن است وشکوفایی حق توست
| |||||
|
با توجه به اينكه يكي از برنامه هاي مراكز گذري سلامت ، فعاليت تيم سيار در نقاط پرخطر و آلوده مي باشد مركز گذري سلامت بشرويه نيز در اين راستا،فعاليت مي كند.اين تيم كه متشكل ازدو فرد بهبوديافته از اعتياد مي باشد مناطق آلوده شهر را شناسايي كرده و در ساعات غير اداري مركز، با به همراه داشتن بسته هاي بهداشتي وارد اين مناطق مي شوند.از آنجايي كه يكي از اهداف اين مركزپيشگيري و جلوگيري از بيماري هاي عفوني و واگيردار مي باشد لذا اين تيم به معتادين تزريقي كه از سوزن و سرنگ مشترك اقدام به مصرف مواد مخدر مي كنند،سرنگهاي بهداشتي ويكبار مصرف داده تا حداقل از بيماري هايي كه امكان سرايت آن وجود دارد جلوگيري شود.هم چنين به محلات آلوده رفته وسرنگ وسرسوزن هاي آلوده و زباله هاي خطرناك را جمع آوري نموده ومنهدم مي كنند.بسته هاي بهداشتي شامل مسواك ، خميردندان،صابون،شامپو ،تيغ ، حوله دستي،باند،چسب زخم،گازاستريل و....مي باشد كه به فراخور نياز افراد بين انها توزيع مي شود. جهت پيشگيري از بيماري هاي واگيردار نظير ايدز و هپاتيت،از كليه همشهرياني كه مناطق آلوده اي را در سطح شهر مي شناسند خواهشمنديم ما را در جريان گذاشته تا بتوانيم مانع سرايت و شيوع اين بيماريها كه همه در معرض آن هستيم ،شويم. [ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 ] [ 10:18 ] [ ]
[ دوشنبه دهم مرداد 1390 ] [ 9:44 ] [ ]
[ سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ] [ 7:59 ] [ ]
[ یکشنبه پنجم تیر 1390 ] [ 9:40 ] [ ]
شخص با اراده كسي است كه وقتي درباره كاري، به خوبي تأمل كرد و آن را نافع دانست، تصميم به انجام آن ميگيرد و با فعاليت و ثبات قدم، آن را به اجرا در ميآورد (9) و در مقابل، فرد سست اراده ، با كمترين مشكلي، از انجام دادن كار، دلسرد شده ، دست از تلاش برميدارد. شخص با اراده، كسي است كه داراي هدفي معقول است و تا موقعي كه به آن نرسيده، از تعقيب آن باز نميايستد و مشكلات و موانع رواني يا مادي، به اراده و عزم او لطمه نميزند و از پيشرفتش، جلوگيري نميكند. كسي كه ارادهاي قوي دارد ، آن چه را خواسته است، با كوشش و ثبات قدم، به دست ميآورد. شخص با اراده، كسي است كه داراي هدفي معقول است و تا موقعي كه به آن نرسيده، از تعقيب آن باز نميايستد و مشكلات و موانع رواني يا مادي، به اراده و عزم او لطمه نميزند و از پيشرفتش، جلوگيري نميكند. راهكارهاي تقويت اراده الف) تعيين هدف يا اهداف:انسان بايد ابتدا هدف و يا اهداف خود را در زندگي و يا كاري كه ميخواهد انجام دهد ، به طور دقيق و مشخص، ترسيم كند. طبيعي است كه اين هدف، بايد شفاف، معقول، قابل دستيابي، بدون افراط و تفريط ، مطابق توان و استعداد خود و واقعبينانه باشد نه بلندپروازانه و خارج از تواناييهاي شخص. در غير اين صورت، وقتي با مشكلات و موانع سختي روبهرو شود ، نااميد و دلسرد شده ، از ادامه كار، منصرف ميشود و خود را ناتوان و بياراده ميبينيد. ب) شناخت تواناييها و استعدادها:همه ما در وجود خود ، از استعدادهايي برخورداريم . كافي است اين نيروها را بشناسيم و براي رسيدن به هدف، آنها را به كار گيريم. ج) برنامهريزي:بايد براي تمام كارها و فعاليتهاي شبانهروزي، برنامهاي مدون و منظّم داشته باشيد . شايسته است همچون يك محاسبهگر جدي و قاطع ، فعاليتهاي روزانه و ميزان موفقيت خود در انجام دادن آن ها را بررسي كنيد و در صورت موفقيت، خود را تشويق و در صورت تخلّف و سهلانگاري در اجرا، خود را تنبيه كنيد. آجرهاي بناي هستيمان را، طرز تفكرمان ميسازد و اگر بخواهيم در دنيايمان اتفاق زيبايي بيفتد گام اول ، تغيير در نگاه و بينش ماست. د) اصل تلقين يا خودگوييهاي مثبت:گفتن، باور داشتن است. وقتي ميگوييم من آدم شكست خوردهاي هستم، بياستعدادم و عوض شدني نيستم، در واقع، حكم محكوميت خود را صادر ميكنيم. روانشناسي شناخت، به ما چنين ميگويد: دستور دادن، فرايند شدن است و ما را دستورات ميسازند. ما همواره با خودمان حرف ميزنيم و هفتاد درصد (70%) وقتمان با گفتوگو سپري ميشود حتي زمان خواب و ما همان ميشويم كه با خود حرف ميزنيم. سعي كنيد دستورات خوبي به خودتان بدهيد. شما با خودتان چه ميگوييد؟ فرهنگ ذهن و زبان شما، مثبت است و نيروزا و يا منفي است و نيروبر؟آجرهاي بناي هستيمان را، طرز تفكرمان ميسازد و اگر بخواهيم در دنيايمان اتفاق زيبايي بيفتد ، گام اول ، تغيير در نگاه و بينش ماست. با تغيير نگاه ، ايدهآلها و اهداف زندگيمان به درستي شكل ميگيرند و آن گاه گام دوم، يعني تلاش مستمر و انتخابهاي عالي و فرداساز، در دنياي ما رخ خواهد داد . «إن الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم». اديسون ميگويد: « مشكل افرادي كه شكست خوردهاند و دست از تلاش برداشتند ، اين بود كه نميدانستند كه در يك قدمي پيروزياند» ه) تدريجي بودن تقويت اراده:براي به دست آوردن ارادهاي قوي و محكم، بايد به تدريجي بودن آن و نياز آن به تمرين، توجه داشت. گمان نكنيد ميتوانيد به طور دفعي و بدون تلاشي درخور، به آن دست يابيد.
[ شنبه چهارم تیر 1390 ] [ 9:5 ] [ ]
متامفتامين يك ماده محرك بسيار اعتيادآور است كه سيستم اعصاب مركزي يعني مغز و نخاع را شديدا متاثر مي كند.متامفتامين به طرق مختلفي مصرف مي شود.شكل تدخيني(دودكردني) آن را شيشه مي گويند.شكل ظاهري آن به صورت دانه هاي سفيد و شفافي است كه بو ندارد و مزه آن تلخ است و به سادگي در آب يا مشروبات الكلي حل مي شود.به لحاظ شيميايي ساختار آن شباهت بسياري به امفتنامين دارد اما اثرات آن بر سيستم اعصاب مركزي بسيار قوي تر است و مانند آمفتامين ها باعث فعاليت و تحرك ،كاهش اشتها و احساس شادابي مي شود.آثار اين ماده بين6تا8ساعت طول مي كشد.بعد از سرخوشي اوليه حالت تحريك پذيري پيش مي آيد كه در برخي افراد مي تواند منجر به رفتارهاي پرخاشگرانه شود.شيشه به شكل دود كردن،كشيدن در بيني،خوراكي و تزريقي مصرف مي شود.(براي مصرف تدخيني(دود كردن) آن را در داخل لامپ هاي سرشكسته ، پايپ ، قوطي هاي نوشابه و يا وافورهاي شيشه اي مي ريزند و آن را حرارت مي دهند تا دود كند) آثار كوتاه مدت ـمصرف شيشه(متامفتامين): تحريك پذري- آشفتگي ذهني-گيج و منگ شدن-افزايش دامنه توجه و كاهش خستگي-تهوع و استفراغ-افزايش فعاليت-خشمگين شدن- كاهش اشتها-اضطراب و تنش- سرخوشي و نشئگي- اختلال قضاوت-تنفس تند-تند يا كندشدن و يا بي نظمي ضربان قلب- افزايش شديد دماي بدن-ضعف عضلاني- پرحرفي – تشنج-افزايش انرژي- كاهش يا افزايش فشارخون آثاربلند مدت: وابستگي و حالت جنون(روان پريشي)ناشي از اعتيالد با علائم زير: سوء ظن و بدگماني-توهم-بي نظمي و اختلال خلق-فعاليت هاي حركتي بيش از اندازه و تكراري-سكته مغزي-كاهش وزن قطع مصرف شيشه در فرد وابسته به ان عوارض و نشانه هاي زير را بوجودمي آورد: افسردگي،اضطراب،خستگي،سوء ظن،پرخاشگري و اشتياق شديد براي مصرف مجدد آن. BوCارتباط مصرف شيشه با ايدز و هپاتيت افزايش احتمال ابتلا به ويروس ايدز و هپاتيت از پي آمدهاي افزايش مصرف شيشه است خصوصا در آنهايي كه آن را تزريق مي كنند و يا از سرنگ مشترك استفاده مي نمايند.طيق تحقيقات مصرف متامفتامين و سايرمواد محرك در كوتاه مدت برعكس ترياك سبب افزايش ميل جنسي مي شود و لي تداوم آن سبب كاهش ميل جنسي به ويژه د رمردان مي شود.در عين حال مصرف اين ماده و به دنبال آن رفتارهاي جنسي پرخطر احتمال ابتلا به ويروس ايدز را افزايش مي دهد.
[ سه شنبه دهم خرداد 1390 ] [ 9:25 ] [ ]
[ سه شنبه سوم خرداد 1390 ] [ 8:46 ] [ ]
هپاتيت ويروسي عبارت است از التهاب كبد در اثر يك ويروس.هپاتيت ويروسي انواع مختلفي دارد. شايع ترين انواع آن هپاتيت آ و ب هستند.ساير انواع آن عبارتند از هپاتيت س،د،اي،جي. علائم شايع:مراحل اوليه علائم شبيه آنفلوانزا مثل تب، خستگي،تهوع،استفراغ،اسهال ، بي اشتهايي چندين روز بعد:زردي چشم ها و پوست در اثر تجمع بيلي روبين در خون، تيره شدن رنگ ادرار در اثر وارد شدن بيلي روبين اضافي به ادرار علل: : AوE هپاتيت ويروس معمولا از راه آب يا غذاي آلوده وارد بدن مي شود خصوصا صدف خام كه توسط فاضلاب آلوده شده باشد و باعث اسهال و استفراغ و مسموميت مي شود. : Cهپاتيت معمولا ازراه تزريق مواد مخدر داخل رگ،تزريق خون و ساير انواع مواجهه با خون يا محصولات خوني آلوده انتقال مي يابد. : Bهپاتيت از راههاي زير به فرد منتقل مي شوند: 1-از طريق فرآورده هاي خوني آلوده 2-خالكوبي در صورت استفاده از سوزن مشترك 3-تيغ آلوده به ويروس در صورت استفاده مشترك 4- از طريق مادر به جنين 5-رابطه جنسي در صورت داشتن شركاي جنسي متعدد 6-زخم هاي دهاني و آفت در صورت تماس 7-مسواك مشترك در صورت خوني شدن لثه 8-تزريق خون يا تزريق با سرنگ آلوده 9- و عموما هرراهي كه با خون آلوده ارتباط داشته باشد. ازچه طريقي هپاتيت به فرد منتقل نمي شود؟ شانه مشترك ،حوله مشترك ،لباس مشترك ،بوس كردن ، دست دادن ،نيش حشرات وهر رفتاري كه با فرآورده هاي خوني در ارتباط نباشد. عوامل افزايش دهنده خطر: مسافرت به مناطقي كه بهداشت نامناسبي دارند. بي بند وباري تزريق مواد مخدرداخل رگ مصرف الكل كاركنان پزشكي و ساير حرفه هاي خطرزا تغذيه نامناسب وجودبيماري كه باعث كاهش مقاومت بدن شده باشد. راههاي پيشگيري : -خويشتن داري و جلوگيري از ارتباطات جنسي متعدد و مخصوصا پرخطر -پرهيز ازروابط جنسي ناايمن و نامطمئن -استفاده از وسايل پيشگيري (كاندوم) -استفاده از سوزن و سرنگ يكبار مصرف يا حداقل استريل شده با حرارت گاز - خودداري از مصرف مواد مخدر يا محرك به صورت تزريق - بهترين راه پيشگيري ازهپاتيت ب تزريق واكسن است كه در سه نوبت استفاده مي شود و تا 95درصد از ابتلا به بيماري جلوگيري مي كند. عوارض احتمالي:نارسايي كبد،سيروز كبد،سرطان كبد،و حتي مرگ هپاتيت مزمن: اين بيماران معمولا حامل ويروس هستندوعامل بالقوه اي براي انتقال عفونت به افراد خانواده و همسر هستند.اين افراد امكان دارد ظاهرا خوب و سرحال باشندو متوجه عفونت خود نشوند. در اين صورت بافت كبد مي ميردوبايد از طريق عمل جراحي،پيوند كبد صورت گيرد. درمان : بررسي هاي تشخيصي عبارتند از آزمايش هاي خون براي شناسايي عفونت،بررسي هاي مربوط به كار كبد،و نمونه برداري ازكبد در موارد شديد يا مزمن اكثر بيماران هپاتيتي را مي توان بدون خطر زياد در منزل تحت مراقبت قرار داد.جداسازي كامل بيمار ضروري نيست اما فرد بيمار بايد وسايل جداگانه اي براي خوردن وآشاميدن داشته باشد يا از وسايل يكبار مصرف استفاده كند. اگر هپاتيت داريد يا از يك فرد هپاتيتي مراقبت مي كنيد دستان خود را مرتبا وبه دقت بشوييد خصوصا پس از اجابت مزاج. داروها: براي درمان امكان دارد داروي ضدكورتيزوني در موارد شديد تجويز شود تا التهاب كبد كاهش يابد و علائم بهتر شوند. BوCيراي هپاتيت مزمن ممكن است آلفا-اينترفرون مورد اسفاده قرار گيرد. [ شنبه دهم اردیبهشت 1390 ] [ 9:42 ] [ ]
همايش ملي دوسالانه آسيب هاي اجتماعي ايران در استان خراسان جنوبي و با ميزباني شهرستان بيرجند در 31/1/90 و2/1/90 برگزارشد.اين همايش كه در سطح كشوري برگزار شد تعدادي از نخبگان و انديشمندان و صاحب نظران با ارائه مقاله و پوسترشركت داشتند.ازآنجايي كه موضوعات مربوط در اين همايش حوزه هاي مختلفي از روانشناسي و آسيب هاي اجتماعي روز بودند مركز گذري سلامت بشرويه نيز اين افتخار را كسب كرد كه جزو شركت كنندگان در اين همايش باشد.در اين نشست دو روزه كه در دانشگاه پيام نوربيرجند برگزارشدموضوعاتي از قبيل طلاق ، اعتياد،كودكان وزنان خياباني،افراد داراي اختلال هويت جنسي،امنيت اجتماعي ....مورد بحث و بررسي قرار گرفت.از بين مهماناني كه جهت سخنراني معرفي شدند رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر صحبت هاي جالبي در زمينه اعتياد كه حوزه فعاليت اين مركز مي باشد را عنوان نمود كه با توجه به سادگي و عاميانه بودن آن خيلي جالب و اموزنده بود.ايشان نقل كردند كه امروزه نمي توان راههاي گذشتگان را در مبارزه با اعتياد دنبال نمود وبايد به فكر راه حل اساسي و جديد بود.ما چند سالي مرزهاي كشورمان را بستيم ولي تنها دستاورد آن افزايش قيمت مواد مخدر در كشور بود و مصرف كنندگان اين مواد در هر حال به آن دسترسي مي يافتند.ما بايد ريشه اي به دنبال حل اين معضل باشيم و اولين جايي كه بايد نهادينه سازي نماييم خانواده است.امروزه روابط بين افراد خانواده بسيار ضعيف و كم شده است.در گذشته همه اعضاي خانواده بر سر يك سفره مي نشستند و ارتباطات عاطفي بين آنها شكل مي گرفت.اما امروزه با ماشيني شدن و تغيير سبك زندگي هريك از افراد خانواده جداگانه غذا مي خورند و لذا آن پيوند وارتباطي كه بايد بين آنها شكل بگيرد صورت نمي گيرد.ما پدرومادرهاي امروزي به دليل مشغله كاري به فرزندانمان و نيازهاي رواني كه دارند توجهي نمي كنيم و هميشه به دنبال افزايش در آمد و حقوق و پاداش هستيم و انطور كه بايدوشايد به آنها رسيدگي نمي كنيم.در نتيجه فرزنداني به جامعه تحويل مي دهيم كه با كمبود عاطفه و عدم توانايي نه گفتن به عنوان يكي از مهارتهاي اساسي مواجه هستند و خيلي زود به دنبال مصرف مواد مخدر كشيده مي شوند و اين اسيب اجتماعي به احتمال خيلي زياد به هر خانواده اي انتشار مي يابد. در كنار اين نشست هاي تخصصي ، كارگاههاي آموزشي تاب اوري و برنامه ريزي اجتماعي با تدريس اساتيد برجسته و مجرب برگزار شد.اين همايش دو روزه بعد از تشكيل نشست هاي تخصصي و كارگاههاي آموزشي در تاريخ 1/2/90 به كار خود پايان داد.جا دارد از برگزاركنندگان اين همايش سپاس و قدرداني نماييم كه در اين زمينه مهم آسيب هاي اجتماعي به دنبال راه حل هاي ريشه اي بودند. مسئول مركز گذري سلامت-فروردين ۹۰ [ شنبه سوم اردیبهشت 1390 ] [ 9:51 ] [ ]
امروزه با توجه به ماشيني شدن و تغيير شيوه زندگي، تغييرات عمده اي در فرهنگ و جامعه به وجود آمده واين تغييرات و پيچيدگي هاي دنياي كنوني، مسائل و مشكلات زيادي را در زندگي بوجود آورده كه افرادتوانايي لازم براي مواجهه با اين مسائل راندارند و همين امر باعث شده كه افراد در برابر مشكلات زندگي آسيب پذيرشوند. بنابراين ارتقاي مهارت هاي زندگي كه به افراد كمك مي كنند تا دربرابر موقعيت هاي دشوار زندگي عاقلانه و صحيح رفتار كنند امري ضروري بوده تا افراد با احساس آرامش و لذت به صورت سازگارانه و مفيد ارتباط برقرار كنند و بدون توسل به خشونت و يا خود خوري بتوانند مسائل و مشكلات پيش آمده را حل نمايند. به عنوان مثال در زمينه اعتياد سه عامل مرتبط با سوء مصرف مواد دخيل اند:1- عزت نفس ضعيف ، 2- ناتواني دربيان احساسات 3- فقدان مهارتهاي ارتباطي كه ضرورت ارتقاي مهارتهاي زندگي و مقابله اي را در بهبود زندگي روشن مي سازد. در اينجا ميخواهيم مهارتهاي مقابله با مشكلات را به شما آموزش دهيم. فرض كنيد دچار يك مشكل شده ايدچه مي كنيد؟هركسي به شيوه خاصي به مشكلات پاسخ مي دهد كه از اين دو حالت خارج نيست:1- مسئله مدار كه فرد با ارزيابي درست و منطقي و استفاده از سيستم هاي حمايتي با مشكل مواجه مي شود.2- هيجان مدار كه فرد با پناه بردن به روش هاي منفي(مصرف مواد مخدر و الكل)در صدد حل مشكل و آرامش كاذب است.اگرچه ممكن است كه در كوتاه مدت روش هيجان مدارموثر باشد ولي در دراز مدت ممكن است پيامد منفي داشته و فرد را از داشتن احساس ارزشمندي و خود كارآمدي محروم سازد. اينكه در مواجهه با مشكلات چگونه با آنها برخورد كنيم به 2 عامل بستگي دارد: 1- ارزيابي ما از موقعيت يا ارزيابي اوليه كه مشخص مي كنيم آيا در وضعيت تهديدكننده قرار داريم يا نه؟ 2-توانايي در مقابله با اين موقعيت يا ارزيابي ثانويه كه از خود مي پرسيم آيا مي توانيم براي خود كاري انجام دهيم؟ مثلا رئيس يك اداره با تندي به كاركنان ميگويد كه فردا صبح آنها رادر دفترش مي بيند.ببينيدكه ارزيابي و برداشت اين كاركنان چگونه است.اولي اين تندي را نشان دهنده اين مي داند كه حتما من مرتكب خطايي شده ام و در حال حاضر از من كاري ساخته نيست و نگران و مضطرب خواهد بود.دومي مي گويد هميشه اين تندي به معناي بروز مشكل نيست و بهترين كار اين است كه به اطلاعات و آمار مسلط باشم تا بتوانم بسيارحرفه اي به رئيس پاسخ دهم.سومي ميگويد اگررئيس تند و خشن است مشكل اوست و به من ربطي ندارد و وانمود مي كنم كه هيچ اتفاقي نيفتاده و مثل هميشه عمل ميكنم. اين ارزابي اوليه هر يك از اين كاركنان نسبت به اين موقعيت بود حالا ارزيابي ثانويه كه آنها بكار مي گيرند را بررسي مي كنيم.اولي موقعيت را وخيم جلوه داده و توانايي مقابله با اين فشار رواني را ندارد. دومي تهديد را احتمالي دانسته و برنامه ريزي منطقي و مفيد را به كار مي گيرد.سومي نيز موقعيت را بدون تهديد و عاري از خطر مي داند و واقعيت را انكار مي كند. ديديد كه ارزيابي اوليه و ثانويه بر واكنش ما به مسائل تاثير دارند پس بايد ارزابي اوليه واقع بينانه باشد كه نه دچار ترس و وحشت شوي م و نه موقعيت را ناديده بگيريم. راهبرهاي مقابله كه متمركز بر مشكل يا دروني اند كه فرد با بررسي مجدد نگرش ها ، نيازها مهارتهاي خود درصدد رفع مشكل است يا بيروني كه فرد موقعيت يا رفتار ديگران را تغيير مي دهد.راهبردهايي كه هيجاني اند جهت كنترل ناراحتي هيجاني بكار گرفته مي شود كه شامل تمرين جسماني ، مراقبه ، بيان احساسات و جستجوي حمايت اجتماعي مي باشند.به بيان ساده تروقتي فرد حس كند توانايي حل مشكل را داردمسئله مدارو وقتي كه مشكل يا موقعيت را فراتر از توانايي خود بداند هيجان مدار با مشكل مواجه شده است. اگرهر دو راهبرد مقابله بكار گرفته شود موثر خواهد بود به عنوان مثال با شخص مهمي ملاقات داريد.اگر با حفظ خونسردي(متمركز بر هيجان) و با استفاده از مهارتهاي ارتباطي(متمركز برمشكل)با موقعيت مقابله كنيم موفق تر خواهيم بود.
[ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 ] [ 22:32 ] [ ]
|
|||||
| [ طراحی قالب وبلاگ : نایت سلکت ] [ Weblog Themes By : iranskin ] | |||||